واکسن چهار ماهگی
مامانی های من،امروز( 10 مهر91) رفتیم واکسن 4 ماهگی تون رو با دایی جون و زن دایی جون زدیم.دایی جون دل نداشت ببینه و می گفت محمد رو بده به من و طهورا رو تو ببر.بهش گفتم تا 1 ماهه دیگه بچت به دنیا میاد پس سر ختنه و ... می خوای چیکار کنی.بالاخره برد و هی به طهورا خانمیم می گفت:چیزی نیست.خوب می شی.الان اومدیم خونه.محمد پسری خوابه و زهورا می خنده.دارم کمپرس سرد رو پاتون می ذارم وهی هول می کنین و می پرین.فداتون شم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واکسن چهار ماهگی
